دیوانه نمای عاقل

دیوانه نمای عاقلی را نزد معاویه بردند . معاویه گفت : آیا از قرآن چیزی می دانی ؟ گفت : می دانم و بسیار نیکو هم می دانم . معلویه گفت : بخوان . چنین خواند :

« بسم الله الرحمن الرحیم * اذا جاء نصرالله و الفتح * و رایت الناس یخرجون فی دین الله افواجا » !!!

معاویه به قصد مچ گیری فریاد زد : صبر کن ، غلط خواندی ، یخرجون غلط است و یدخلون صحیح است .( یعنی مردم را می بینی که گروه گروه در دین خدا داخل می شوند ). آن مرد بلافاصله جواب داد : این که می گویی مربوط به زمان پیغمبر (ص) بود نه زمان تو .تا تو حاکم مسلمانان باشی مردم گروه گروه از دین خارج می شوند .خیلی خنده‌دار

باتشکر از سایت پرستوی مهاجر




حسین پناهی و معلم ریاضی

حسین پناهی و معلم ریاضی !

روی دیوار بهزیستی نوشته بود :

" شیر مادر و مهر مادر جایگزین ندارد "

شیر مادر نخورده ، مهر مادر پرداخت شد

پدر یک گاو خرید و من بزرگ شدم

اما هیچ کس حقیقت مرا نفهمید

جز معلم ریاضیم که میگفت : " گوساله بتمرگ "

زنده یاد حسین پناهی

خاطره اینشتین

 

معروف است که یک بار اینشتین در امریکا با قطار در حال مسافرت بوده که مامور قطار برای دیدن بلیط سر می رسد اما اینشتین هر چه که می گردد بلیط را پیدا نمی کند. مامور که این وضع را می بیند از کوپه او دور می شود در حالی که می گوید "حضرت استاد ، کیست که شما را نشناسد و یا شک کند شما بلیط نگرفته اید. نیازی به نشان دادن بلیط نیست". اینشتین سری به نشانه تشکر تکان می دهد. مامور بعد از تمام کردن کوپه های دیگر این واگن ، نگاهی به عقب می اندازد اما متوجه می شود اینشتین همچنان در حال گشتن است. برمی گردد و می گوید : "پروفسور اینشتین ، گفتم که شما را می شناسم و نیازی به بلیط نیست ، چرا بازهم نگرانید؟" اینشتین جواب می دهد : "اینهائی که گفتی خودم هم می دانم ، دنبال بلیط هستم ببینم به کجا دارم می روم"